X
تبلیغات
رایتل

قشر بندی سیاسی در ایران!

جمعه 5 خرداد 1396 ساعت 19:10



انتخابات تازه ی ریاست جمهوری چهره سیاسی مردم ایران در سه گروه تقسیم بندی کرد:


۱ - محافظه کاران سنتی حدود ۱۵ میلیون که به آقای رئیسی رای دادند. ممکن است گفته شود بیشتر آنان از اقشار تهیدست بودند که گول قول های بی در و پیکر ایشان را خوردند. ممکن است چنین باشد اما کسانی که  ایشان را حمایت مالی و تبلیفاتی کردند محافظه کارانی هستند که مایلند کشور به ۱۴۰۰ پیش برگردد!! 


۲ - جریان روحانی ( جمعی اصول گرا مانند مطهری- اصلاح طلبان و مخالفان ترسیده از رئیسی  -


۳- تحریمی ها ( امتناعی ها) . که حدود شانزده میلیون می شوند و مردمانی بظاهر پراکنده امادر باطن منسجم که زیر فشار تبلیغاتی مثبت و منفی و ایجاد ترس و وحشت از بازگشت کشور به دوران جنگ و خونریزی توسط آقای رئیسی قرار نگرفتند و حاضر نشدند به هیچکدام از این دو جریان رای بدهند. 


زیرا اینان به خوبی دریافته اند که طبق اصل ۱۱۰ قانون اساسی ولایت مطلقه فقیه سیاست گزار اصلی است و رئیس قوه مجریه، مجری این سیاست هاست. و شخص ولی فقیه بر اساس همین اصل بارها اعلام کرده است که انتخابات برای تعیین رئیس اجرایی کشور است. 


اهمیت رای ندادن این گروه در این است که مبارزه را نه در محدوده ی  دولت ها- قوه مجریه -  بلکه با حاکمیت ولایت مطلقه فقیه می بینند و به همین دلیل به هیچکدام از دو گروه رای ندادند.


ویژگی دیگر این گروه - بر عکس دو گره اول -  اینست که به دنبال برداشت سهم خود از انقلاب نیست و نمی خواهد بازیچه دست دو گروه بالا باشد.


این گروه بظاهر پراکنده است  چون رهبر، دفتر و دستک و امکانات تبلیغاتی رسمی ندارند اما همصدا هستند  به این که انتخابات در حاکمیت ولایت مطلقه فقیه که از طریق نظارت استصوابی شورای نگهبان - آن هم فقط برای رئیس اجرایی کشور - جهت دهی می شود فقط برای حفظ قدرت ولی مطلقه فقیه است نه شرکت مردم در سیاست گزاری های کشور.


زیرا انتخابات دموکراتیک ، نه فقط برای تعیین رئیس قوه مجریه ، بلکه برای تعیین رئیس سیاستگزار است، که در حاکمیت موجود ایران ، این رئیس ،  ولایت مطلقه فقیه است که مردم نقشی در انتخاب مستقیم وی ندارند.


آنچه این این گروه پراکنده را در ایده شان منسجم کرده، قانون اساسی جمهوری اسلامی و عملکرد ولایت مطلقه فقیه در طول حاکمیت آن است. 


این گروه از یک نظر مورد علاقه جمهوری ولایت مطلقه فقیه اند که سازمان یافته نیستند. 


ظاهرن مبارزه کلاسیک با ناهنجاری های اجتماعی و حاکمیتی با داشتن تشکیلات و راهکار مشخص شده اند که همان احزاب باشند چه مخفی و چه آشکار. 


بیاد داشته باشیم که احزاب چه مخفی و چه آشکار کسب قدرت سیاسی را مورد نظر دارند نه مبارزه با ناهنجاری های اجتماعی و حاکمیتی! 


آنها راه این مبارزه را با کسب قدرت گره زده اند. 


این قشر ویژه نمی توانند در درون جمهوری اسلامی تشکیلات خودشان را داشته باشند زیرا بسرعت مورد تهاجم قرار می گیرند. تشکیلات خارجی هم کاربرد درونی ندارد و تا بحال هم دیده ایم که تشکیلات بیرون از ایران نتوانسته اند جایگاهی مناسب بیابند و کسانی در داخل بخاطر پیروزی این تشکیلات خود را به آب و آتش بزند. 


این قشر وسیع و مستقل اگر فاقد  تشکیلات برای کسب قدرت سیاسی است اما امکان روشن کردن اذهان عمومی از طریق شبکه های اجتماعی را دارد.  می تواند با انگشت گذاشتن بر ناهنجاری های حاکمیت ولایت فقیه با امنیت ملی و اجتماعی  اذهان را روشن کند تا  این حاکمیت در برابر چالشی اجتماعی قرار گیرد. در این صورت حاکمیت  مجبور به عقب نشینی است چون زمانه به عقب بر نمی گردد. 


اگر تا کنون توانایی حاکمیت ولایت مطلقه در امر و نهی کردن به مردم هر  روز کاهش یافته است نتیجه عملگرد روزانه همین گروه بظاهر پراکنده است : از آن جوانی که می خواهد لباسش ، حرف زدنش و ظاهرش بروز باشد و برقصد تا آن که برای ایجاد جامعه ای دموکراتیک جانش را فدا کرده و یا عمرش را در زندان گذرانده است همه سهمی در به چالش کشاندن قدرت این حاکمیت دارند.


در انتخابات اخیر کار به آنجا کشید که مرتجع ترین نامزد انتخابات، برای کسب آرا در کنار یک چهره موسیقی زیر زمینی نشست، با او عکس و فیلم گرفت و از او  تمجید کرد!!! اما این ترفند نیز نتوانست بر اراده این شانزده میلیون غلبه کند.


از آن طرف چهره های مشهور دانشگاهی، و هنرمندان مشهوری از مردم دعوت کردند که به آقای روحانی رای دهند اما این ترفندها نیز نتوانست بر تصمیم این گروه اثر بگذارد زیرا تجربه ی ۳۷ ساله تاثیر گذارتر از این دعوت ها بود. 


اگر چه رهبران گروه اول مهمترین بخش قضایی ،نظامی، امنیتی و اقتصادی را پشت سر دارند و رهبران دومین گروه قدرت اجرایی را، اما این امکانات نمی تواند مبارزه پر توان اما بی شکل مردم را سرکوب کند زیرا تشکیلاتی و رهبرانی مشخص وجود ندارند تا آن را متلاشی  و سرکوب نمایند. این فقط یک  مبارزه ی هر دم فراگیر مردم در برابر خود کامگی دستگاه حاکمیت است. حاکمیت ولایت فقیه نمی تواند برای تک تک مردم نگهبان بگذارد. 


آگاهی عمومی  از قشربندی های اجتماعی و ناهنجاری های حاکمیت ولایت فقیه با خواسته های اقشار گوناگون جامعه ، راه مبارزه با این نوع حاکمیت را در پیش پای مردم می گذارد.  


-------------------------------------

https://t.me/gozaresh1395


https://www.facebook.com/hafezeh.tarikhi








نظرات (2)
پنج‌شنبه 11 خرداد 1396 ساعت 23:09
متسفانه روحیه کار حزبی در ایران ضعیف است، شاید در تاریخ جمهوری اسلامی احزاب اصلاح طلب کمی به الگوی کار جدی حزبی نزدیک بودن، به مفهوم مُدرنش...
مشارکت تجربه جالبی بود، من شانس داشتم که از نزدیک با آنها کار کنم... و ببینم... ولی خب عاقبتش رو که دیدید...لابد!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مطلب بعدی در باره ی همین موضوع است و خواهید دیدکه مشارکت یا امثالهم اصلن حزب نیستند
جمعه 5 خرداد 1396 ساعت 19:45
آقای رئیسی اگر با هوش باشند با اتکا به 15 ملیون رای میتونند یک حزب بزنند، این تعداد رای یک پایگاه اجتماعیست... اما این حضرات تفکر حزبی ندارند...پادگانی فکر می کنند...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
در حاکمیت ولایت فقیه هیچ حزبی معنای واقعی ندارد و هیچ اندیشه ای جز دفاع از ولایت مطلقه فقیه نمی تواند داشته باشد. نوشته ای در همین مورد در دست تهیه است که بزودی منتشر می شود.
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.