X
تبلیغات
رایتل

پاییز فصل قتل های زنجیره ای ( ۳ )

دوشنبه 7 دی 1394 ساعت 21:12


کار جناح چپ ( تئوریسینها )

 

آنچه که این افراد در این مرکز انجام دادند دقیقا همانی بود که در وزارت اطلاعات انجام می دادند، به عبارتی دیگر ماموریت این افراد همانی بود که بود و صرفا بنا بر سیاستی که «نظام» در نظر داشت و به دوران پسا هاشمی می اندیشید که مهمترین مقطع تاریخی جمهوری اسلامی بود (چرا که با فوت آیت الله خمینی و آغاز رهبری خامنه‌ای و بدنبال آن انتخابات ریاست جمهوری و انتصاب هاشمی به آن سمت که کاملا انتخاباتی از پیش تعیین شده بود اکنون نظام با یک انتخابات نفس گیر مواجه بود). 

 

سعید حجاریان از جمله اصلی‌ترین مهره هایی بود که از وزارت اطلاعات به مرکز تحقیقات ریاست جمهوری رفته بود، وی خود بدون هیچ پرده پوشی‌ای این امر را یک ماموریت و تصمیم خاص می داند و می گوید: 

 

«من از سال ۱۳۶۸ که این مرکز براه افتاده بود در آنجا هم فعالیت داشتم اما از سال ۱۳۷۲ (دولت دوم هاشمی) من و دیگر دوستان سعی کردیم تمام وقت دیگر در مرکز باشیم رفتیم تا به فکر دولت بعدی باشیم من در معاونت سیاسی این مرکز همین پروژه‌ی کاری را دنبال می‌کردم معاونت سیاسی مرکز تحقیقات استراتژیک یک پروژه بیشتر نداشت و آن هم پروژه‌ی توسعه‌ سیاسی بود.

 

 البته این پروژه‌ چندین زیر پروژه داشت، نظیر فرهنگ سیاسی و رفتار سیاسی اقشار مختلف ایران، پروژه‌ تحلیل چرایی انقلاب اسلامی با هدف تئوریزه کردن انقلاب، پروژه‌ ماهیت دولت در ایران پروژه‌ی نوسازی ایران… ما رفته بودیم آنجا تا ببینیم بعد از آقای هاشمی چه باید بکنیم»! (توسعه سیاسی حرف اصل نظام است مصاحبه حجاریان با روزنامه خرداد ۶ اردیبهشت ۱۳۷۸).

 

حجاریان و دیگر چپهای مقیم وزارت اطلاعات نه به قهر و اعتراض بلکه به امر و ماموریت به مرکز تحقیقات رفته بودند و نتیجه‌ای که آنها طی تحقیقات مختلف گرفته بودند، این بود که توسعه سیاسی در ایران در مرحلهٔ اول نیازمند ایجاد برخی تغییرات در ساختار سیاسی کشور است و در مرحله بعد باید فرهنگ سیاسی ایران متناسب با نیازهای روز نظام تغییر کند.

 

حجاریان در همان مصاحبه ادامه می دهد که: «ما بخش سیاسی‌اش را کاملا انجام داده بودیم. پروژه‌ی توسعه‌ سیاسی ما حداقل اتودش کاملا مشخص بود که چه می‌خواهیم پروژه‌‌ی ما در چهار سال اول ریاست جمهوری آقای هاشمی در مرکز تحقیقات استراتژیک روی مسائل اقتصادی و سازندگی بسیار کار کردیم و موفق هم شدیم و در دوره دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی هم به روی توسعه سیاسی تمرکز کرده بودیم که می شود گفت ثمره‌اش را در دوم خرداد دیدیم در همان سالها بود که ما مشخص کردیم در راه نو سازی بومی چه می‌خواهیم. همه چیز تعریف شده بود؛ فساد اداری یعنی چه؟ مشارکت یعنی چه؟ رقابت یعنی چه؟ جامعه مدنی یعنی چه؟ چرا ضعیف است و … حتی برای مسائل و اختلافات احتمالی هم راه حل داشتیم»

 

همچنین مصطفی تاج زاده عضو شاخص دو حزب اصلاح طلب (حزب مشارکت و سازمان مجاهدین) که وی نیز همان سالها در آن مرکز از وزارت اطلاعات مقیم آنجا شده بود، بخش توسعهٔ سیاسی مرکز تحقیقات را این گونه توصیف می‌کند: «در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری که در آنزمان آقای موسوی خوئینی‌ها مسئولش بود… آقای حجاریان در معاونت توسعه سیاسی بود که افرادی چون بهزاد نبوی، سازگارا، امین زاده، آرمین، آغاجری، خودم و دیگران با آن همکاری می‌کردیم ما آنجا همه چیز را مشخص کرده بودیم که در دولت بعدی چه باید بشود و چه نباید بشود»

 

کار جناح راست ( خشن ها )

 

چپها که به مرکز تحقیقات رفتند راستها و یا بهتر بگویم حقانی‌ها اکنون حرف اول را در وزارت اطلاعات می زدند و راه حذف مخالفین نظام را که با شاهپور بختیار و اویسی و برومند و نیک منش و کاظم سامی و اسماعیل رائین شروع شده بود با جدیت هرچه تمامتر ادامه دادند و به رضا مظلومان ٬عباس زریاب و احمد میر علایی و سعیدی سیرجانی، شرفکندی و قاسملو و… رساندند و در این میان هیچ ابایی هم نداشت تا مقدمات و اساس حذف آیه الله منتظری را هم پیاده کند تا حتی احمد خمینی را هم در گرداب خود هلاک نماید و یا صیاد شیرازی را نیز حذف نمایند. با هم یکبار دیگر مروری می نمائیم نسل دهه دومی‌های وزارت اطلاعات را و به کارنامه‌های درخشانشان نیز نگاهی می اندازیم:

 

سعید امامی (سعید اسلامی) سر محفل ترور و توطئه بیش از هجده سال وزارت اطلاعات.

 

حسین شریعتمداری با نام مستعار حسین معصومی ٬ مدیر کل امور اجتماعی و مشاوره وزارت ٬ کارشناس در تواب سازی و متخصص در ضبط و تهیه نوارهای اعتراف و شوهای ندامت.

 

عباس سلیمی نمین با نام مستعار مهدی ذوالفقاری٬ معاون طرح وعملیات داخلی وزارت ٬از جمله افراد تیم ترور اویسی.

 

جواد دالایی با نام مستعار جوانشیر ٬عضو ارشد معاونت عملیات ٬عامل ترور مصطفی چمران.

 

کاظم لاهوتی با نام مستعار احمد کارگر مدیر کل عملیاتی حوزه اروپای مرکزی ٬سرپل ارتباطی وزارت اطلاعات با اپوزیسیون آرام و سازمان مجاهدین خلق.

 

اکبر خوش کوش با نام مستعار اکبر اکبری ٬عضو ارشد معاونت عملیات برون مرزی ٬ عامل ترور شاهپور بختیار.

 

مهرداد عالیخانی ٬بانام مستعار سید صادق ٬معاون عملیات وزارت ٬عضو محفل قتلهای زنجیره‌ای ٬عامل قتل داریوش فروهر و پیروز دوانی.

 

مهدی روشن ٬ با نام مستعار مسعود ٬ مدیر کل عملیات استان تهران ٬ عضو محفل قتلهای زنجیره‌ای ٬ عامل قتل پروانه اسکندری.

 

اکبر محسنی ٬ با نام مستعار اکبر گودرزی ٬ سرویس معاونت عملیات ٬عضو محفل قتلهای زنجیره‌ای ٬ عامل قتل محمد جعفر پوینده.

 

مهدی ریاحی ٬سرویس معاونت عملیات ٬که در بعضی محافل از وی به عنوان عامل ترور صیاد شیرازی یاد می شود.

 

مسعود توانا ٬ مدیر کل عملیاتی حوزه اروپای غربی ٬عضو محفل قتلهای زنجیره‌ای ٬ سرپل ارتباطی وزارت اطلاعات با اپوزیسیون و سازمانهای امنیتی اروپا.

 

موسی محمدی نسب ٬ سرویس عملیاتی اداره کل چپ٬ عامل قتل بانو اشرف السادات برقعی.

 

خسرو براتی ٬با نام مستعار سیامک ٬سرویس معاونت امنیت ٬عضو محفل قتلهای زنجیره‌ای ٬عامل قتلهای

سیامک سنجری ، فاطمه قائم مقامی، عامل به دره انداختن اتوبوس حامل نویسندگان به ارمنستان 

  

این سرنوشت وزارت اطلاعات بود که اعضایش در آن شلوغی و هیاهوی ابتدای انقلاب و کوران هرج ومرج‌ها همدیگر را یافتند و لقب سربازان گمنام امام زمان را آیه الله خمینی برایشان برگزید و آنها را بدنبال کلاه فرستاد اما کسانی امثال لاجوردی و رهبرپور و حسینیان و محسنی اژه‌ای با کلاه کاری نداشتند و در پی سرها و مغزها بودند.


 قتلهای پائیزی

 

ساعت هفت عصر روز ۱ آذر سال ۱۳۷۷ اخبار رادیو و تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی ایران در خبری کوتاه:«مرگ وزیر کار دولت موقت و همسرش در منزل شخصی شان» را اعلام کرد، در خبر صدا و سیما البته به نحوه و علت مرگ این دو تن اشاره ای نمی شود اما فردای آنروز اغلب روزنامه های صبح و عمدتا اصلاح طلب پرده از ماجرا برمی دارند و مشخص می شود عصر روز گذشته داریوش فروهر و پروانه اسکندری در منزل شخصی‌شان واقع در محلهٔ فخرآباد تهران با ضربات چاقو به قتل رسیدند و جسدشان به نحو فجیعی تکه تکه شده.

 

فضای سیاسی کشور با مرگ این دو تن ملتهب گردیده بود و اعتراضاتی هم در مراسم تشییع پیکر فروها و متعاقب آن ختم آنها در تهران و دانشگاهها در انجام بود که در روزهای ۱۲ و ۱۸ همان ماه، جسد دو نویسندهٔ دیگر محمد مختاری و محمدجعفر پوینده پس از چند روز بی‌خبری در جاده‌های اطراف شهر پیدا شد.

 

حالا دیگر مشخص بود که این قتلها با انگیزه سیاسی و اقدامی سازمانی در حال انجام گرفتن است، با توجه به باز بودن نسبی فضای مطبوعاتی و سیاسی کشور نسبت به سال‌های قبل، این قتل‌ها واکنشهای بسیاری در مطبوعات کشور داشت و بلافاصله از آنها به عنوان «قتلهای زنجیره ای» یاد شد و با توجه به حساسیت شدید جامعه نسبت به قتل‌ها و وعدهٔ رئیس جمهور وقت خاتمی برای مجازات عاملین آن، بلافاصله به دستور وی، کمیته‌ای ویژه، مرکب از علی یونسی، رئیس وقت سازمان قضایی نیروهای مسلح، علی سرمدی، معاون وزیر اطلاعات و علی ربیعی، مسؤول اجرایی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی مسئول پیگیری قتل‌ها شدند.

 

 از همان ابتدای تشکیل این کمیته و اینکه رئیس جمهور بجای انتصاب مقامات قضایی رایج در دادگستری و یا دادسرای انقلاب رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح ر در آن کمیته منصوب نموده بود انگشت ها به سمت یکی از نهادهای نظامی،انتظامی و یا امنیتی رفت چرا که با کشف اجساد هر یک از قربانیان قتل های زنجیره ای پرونده های قضائی جداگانه ای برای آنها تشکیل شده بود،

 

 پرونده قتل پروانه و داریوش فروهر در مجتمع قضائی امور جنائی تهران،

 پرونده قتل محمد مختاری در دادگاه عمومی شهر ری، و 

پرونده قتل محمدجعفر پوینده نیز در دادگاه عمومی شهریار تشکیل شده بود

 

 و حالا با تشکیل این کمیته مشخص گردید که پرونده همه مقتولان در سازمان قضایی نیروهای مسلح کشور که معمولا به جرائم کارکنان نیروهای نظامی و امنیتی کشور رسیدگی می کند منتقل شده است.

 

 

حدس و گمانهای بسیاری در مورد قتلهای زنجیره ای بر سر زبانها بود تا اینکه در حدود یک ماه از آغاز فعالیت کمیته پیگیری قتلها وزارت اطلاعات اطلاعیه ای را در روز 15 دی ماه سال 1377 صادر نمود که در آن خبر می داد که قتلها کار تعدادی از اعضای وزارت اطلاعات بوده است! در اطلاعیه وزارت اطلاعات آمده بود که:

 

«وزارت اطلاعات بنا به وظیفه‌ قانونی و به دنبال دستورات صریح مقام معظم رهبری و ریاست محترم جمهوری، کشف و ریشه‌کنی این پدیده‌ شوم را در اولویت کاری خود قرار داد و موفق گردید شبکه‌ مزبور را شناسایی، دستگیر و تحت تعقیب قرار دهد و با کمال تأسف معدودی از همکاران مسئولیت‌ناشناس، کج‌اندیش و خودسر این وزارت که بی‌شک آلت‌دست عوامل پنهان قرار گرفته و در جهت مطامع بیگانگان دست به این اعمال جنایتکارانه زده‌اند، در میان آنها وجود دارند. این اعمال جنایتکارانه نه تنها خیانت به سربازان گمنام امام زمان‌(عج) محسوب می‌شود، بلکه لطمه‌ بزرگی به اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران وارد آورده است.»

 

این اطلاعیه که برای اولین بار از اخبار ساعت 14 روز پانزدهم دی ماه پخش می‌شد، با آنکه تحت عنوان «روابط عمومی وزارت اطلاعات» منتشر گردیده بود بعدها مشخص شد که بدون اطلاع دری نجف‌آبادی، وزیر وقت اطلاعات تنظیم و منتشر گردیده است و در نهاد ریاست جمهوری توسط مشاوران امنیتی محمد خاتمی (حجاریان و ربیعی) نوشته و منتشر شده است. بدنبال این اطلاعیه سه روز بعد دری نجف آبادی وزیر وقت اطلاعات از وزارت اطلاعات استعفا داد.


——————————————-

وبلاگ - این سربازان امام زمان،  که آلت دست بیگانگان بوده اند ، همچنان پس از سال ها از برگزاری مجالس یاد بود این قربانیان « مدهب در قدرت » جلوگیری می کنند.


بخش آخر در آینده.

 

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.